دیروز از جلوی ساختمون روزنامه خراسانرد میشدیم، یک تابلو بزرگ زده بودن و بعضی صفحه های روزنامه رو روش چسبونده بودن. کلی تیترای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی... یک زمانی بزرگترین آرزوم این بود کهبتونم توی روزنامه مطلب بنویسم،البته بایدصادقانه بگم هنوز هم جز بزرگترین آرزوهامه!یک ستون حتی خیلی کوچیک رو برای خودم داشته باشم به اسم خودم...بعد بین ادمایی که هنوز روزنامه دستشون میگیرنو در حالی که چاییشونو هورت میکشن، تیترایاصلی رو نگاه میندازن... بگردم دنبال آدماییکه به گوشه های بی طرفدار روزنامه علاقه داشتهباشن و من رو ببینن تا بتونم ازشون دلبری کنم!نمیدونم توی اون ستون تنها مونده و کناره چی خواهمنوشت اما مطمعنا من یک پایانم به دور باطلتیترهای جنجالی اما سیاه که توشون پر از فلشهاییه که همه ی دنیا رو مقصر میدونن و جز خبرو دغدغه خودشون انگار چیزی سیاه تر وجود نداره!انتقادها و سیاه نمایی های بی پایان که بدونارائه حتی یک راه حل علمی و عملی، پشت سر همتمام دنبا رو مقصر میدونه!ستون کوچیک و دور افتاده من توی اون روزنامه شایدیک چهارچوب کوچیک باشه برای فرار از تمام بدی ها...برای فرار از این دنیای سیاه و سفید...رها صداقت_17مهر1397 رها_صداقت(به روایت عشق)...
ما را در سایت رها_صداقت(به روایت عشق) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 15:10